|
ommohannad
مدیر انجمن

 وضعيت: آفلاين 24 مرداد ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 312 امتياز: 100 تشکر کرده: 0 تشکر شده 2 بار در 2 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 15 آبان ماه ، 1388 22:05:09 موضوع مطلب: دلتنگی هایم برای خدا |
|
|
دلتنگی هایم برای خدا
دلتنگی هایم برای توست و دلخوشیهایم برای خاکیان ....مرا ببخش مهربانم
برای خدا....
منو تو آغوشت بگیر خدا می خوام بخوابم
آخه تو تنها کسی بودی که دادی جوابم
منو تو آغوشت بگیر می خوام برات بخونم
روی زمین چقدر بده می خوام پیشت بمونم
کی گفته باید بشکنم تا دستمو بگیری؟
خسته شدم از عمری غربت و غم واسیری
کی گفته باید گریه ی شبامو در بیاری؟
تا لحظه ای وقت شریفتو واسم بذاری
توی آغوش تو آرامش محضه
منو با خودت ببر حتی یه لحظه
بغلم کن منو بردار ببرم دور
ببرم از این زمین سرد و ناجور
وقتی باید واسه ی رها شدن یه بی فروغ بود
واسه آرامش نسبی کلی حرفای دروغ بود
توی دنیا هرچیزی قیمتی داره حتی وجدان
اینا رو هیچ جا ندیدم نه تو انجیل نه تو قرآن
وقتی دنیا همه حرف پوچ و مفته
صدای هق هق تو پس کی شنفته؟
تو که می گی پیشمی تا لحظه مرگ
این که می گن می شکنی رنجم می دی بگو کی گفته؟
توی آغوش تو دیگه تنها نیستم
هر نفس اسیر دست غمها نیستم
دیگه عاشقانه تر از عاشقانه ام
واسه موندن دیگه با بهانه ام
توی آغوش تو از درد خبری نیست
از دروغ و حرفای زرد اثری نیست
نمی بینی کسی از هراس نونش
جلو حرف ناصواب بنده زبونش
توی آغوش تو آرامش محضه.......
_________________ ام مهند |
|